رمان درتلاطم تاریکی191
6 ساعت پیش · · خواندن 3 دقیقه زبونشو که هل داد تو دهنم با ولع مکیدمش
دستشو دورم حلقه کردو با یه حرکت سریع منو کشید رو خودش که لباشومحکمتر مک زدم
شهوت موزیانه تو تنم پیچیدو بهشتم نبض گرفت
اروم پایین تنه امو به شکمش فشاردادم که دستشو از دور کمرم برداشتو سینه هامو از رو لباس چنگ زد
اخی از لذت گفتم که
بدون مکث شروع به باز کردن دکمه های مانتوم کردو دستاشو هل داد زیر تابم
از روسوتین محکم چنگشون زد که بی قرار ازش فاصله گرفتمو مانتو تابمو خیره توچشای خمارونیازمندش ،دراوردم
حالا با یه سوتین روش بودم که خودشو جلو کشیدو قفل سوتینمو بازکرد
یکم خجالت میکشیدم ولی خب شهوت زورش بیشتر بود
ارکان که تعللمو دید
اروم خوابوندم رو زمینو اینبار خودش اومد روم
تابفهمم چخبره
داغی زبونش اول رو گردنم بعد رو سینه هام نشست
نوک سینه ام که با خیسیو داغی زبونش برخورد کرد
ناله ی بلندی کردم که درحالی که نوک سینه امو می مکید
پچزد
_اروم صدات بیرون نره
_دست..خودم نیس اخخ
سینه هامو محکم فشار میدادو می مکید
_اوخ چه خوشمزه ان اینا
اروم اهو ناله میکردم
خیسی لای پام اذیتم میکرد
وول خوردنمو که حس کرد
دستشو لای شلوارم فرو کردو تپلمو محکم چنگ زد
اه بلندم با کشیدن انگشتش لای بهشتم
بلندشد
_اوف چقد خیسی توله
_اومم
_میخوام ببینمش
جمله اش کامل نشده بودکه دست انداخت
شلوارو شورتمو همزمان پایین کشید
لحظه ای بعد لخت جلوش دراز کشیده بودمو
اون درحال فتح تنم بود
خمار نگاهش کردم که لای پام نشستو درحالی که خم میشد سمت بهشتم پچ زد
_اوفف چه ابی انداخته
اروم ناله ای کردم که بوسه ای به رونم زد
بی طاقت سرشو به بهشتم چسبوندم که خنده ی بی صدایی کرد
_چی میخوایی توله حشری من
_زبونتو میخوام
هنوز حرفم کامل نشده بودکه زبونشو محکم کشید لای کوصم
از لذت زیادش اه بلندی کشیدم که با اشتیاقو ولع زبون زدناشو بیشتر کرد
_عاحح بخورش اومم ارعع
_جونم میخورم برات ،اب کوصت بدجور بهم مزه داده
حرفاش و کاراش داشت دیونه ام میکرد
مک محکمی زدو یدفعه زبونش توسوراخم هل داد که با ناله ی بلندی تو دهنش ارضا شدم
کل ابمو خورد
و اومد روم
نا نداشتم از جام تکون بخورم
اون اما پرانرژی ترازین حرفابود
روم خیمه زدو لبامو به دهن گرفت
به ثانیه نکشیدکه دوباره شهوت تو تن بی جنبه ام پیچید
بی تاب دست بردم سمت کمربندشو
به کمک خودش بازش کردم،شلوارو شورتشو همزمان پایین کشیدم که الت سیخو داغشو لای کوصم گذاشت
چشامو با لذت بستم که اروم آلتشو با ابم خیس کردو لحظه ای بعد کلشو توم فرو کرد
بعداز چندماه واقعا دردم اومد
این دومین دوخولمون بود
کمی طول کشید تا دردم اروم شه
_اگه اذیتی درش بیارم
بدجور میخواستمش پس سرمو به نشونه مخالف تکون دادم
_ادامه بده
با شروع کمر زدناش درد جاشو با لذت عوض کرد
تلمبه هاش به قدری محکم بود که میترسیدم صداش به بیرون از اتاق بره
انقد تنمو مالیدو تلمبه زد که همزمان باهم ارضاشدیم
ابشو تو کوصم خالی کردو با یه بوس کوچیک به لبام ،التشو بیرون کشید
با شالم هم خودشو هم منو تمیز کرد
اومدم لباسامو تنم کنم که دستمو گرفتو کشیدم توبغلش
_نمیخواد بپوشی
با چشای گرد شده گفتم
_زشته یوقت ننه گلی میاد تو ابرومون میره
بوسه ای پشت گردنم زد
_هنوز ازت سیرنشدم بعد اینکه کارمون تموم شد میپوشی
با خنده لب زدم
_مگه باز میخوای
الت سیخ شده اشو به باسنم فشار داد
_یسس
حرفی نزدم
بدم نمیومد یه دور دیگه سکس کنیم
با مالیده شدن سینه هام توسط دستش دوباره تحریک شدم که اروم آلتشو هل داد تو بهشت خیسمواروم شروع به تلمبه زدن کرد
نمیدونم تاصبح چندبار سکس کردیم زمانی که دیگه کوصم به سوزش افتاده بودو ازشدت بی خوابی بیهوش شدم ،دست برداشت
...